گم شدن یک پسر و یک انجماد باتلاق تست ردیاب غرایز

EDGERTON, Wis. — Austin شوماخر پارک شده خود را بینام و پیراهن کامیون و تماشا شکارچیان قرقاول کار و راه خود را به جنگل تحت پوشیده از اواخر پاییز آسمان است. این rookie اداره منابع طبیعی warden تا به حال فقط ظهور درب خود را ظرف سالاد وقتی رادیو squawked: a 13-year-old boy, گم.

پسر تا به حال اجرا به دور از Edgerton مدرسه پس از اختلاف با معلمان خود – او سوگند یاد آنها را قبل از او ducked خارج از مدرسه و رهبری به باتلاق در سراسر خیابان. اصلی کلارک Bretthauser سعی کردم به دنبال, اما از دست او در کثیف کوچک روینده در زیر درخت.

                                                                                                                                                                                                                       

پسر بود و چادری تنها در یک تی شرت و sweatpants. درجه حرارت 39 درجه فارنهایت (3.89 درجه سانتیگراد) و در حال سقوط به عنوان خورشید آغشته به سمت افق; پیش بینی نام یک توفان برف در شب هنگام.

شوماخر را به پایین سالاد بدبختانه در چراغ ها و آژیر و رهبری برای Edgerton.

___

شوماخر 25 است. در حال رشد در جنوب ویسکانسین او پرواز صید و شکار ‘œpretty خیلی همه چیز� – از جمله گوزن با شاهین کوچک نر. با الهام از یک عمو که مشغول به کار به عنوان یک افسر پلیس او تحصيلات دانشگاهي خود را در عدالت کیفری در مدیسون Edgewood College. پس از فارغ التحصیلی سوار-همراه با یک DNR سرپرست او نشان داد راه را برای یک کار است که ترکیب کار پلیس با عشق خود را برای خارج از منزل است.

او صرف دو ماه آموزش در اراضی جنگلی دور از شمال ویسکانسین آموزش برای ردیابی افراد در بیابان بدون کمک از فن آوری است.

مهم ترین درس: انسان تنبل هستند موجودات است. حیوانات خواهد خزیدن زیر و یا رفتن در اطراف موانع. مردم فشار خواهد شد آنها را کنار گذاشته و یا شخم زدن از طریق آنها. همه چیز در طبیعت عمودی آن را به عنوان تلاش برای رسیدن به خورشید; اگر شما چیزی را ببینید افقی مانند یک شعبه در زمین شانس هستند انسان وجود دارد.

این یک درس بسیار شوماخر در ذهن کمی پس از 3 p. m. on Nov. 1 به عنوان او نورد به ادگورتون یک شهرستان در حدود 5000 نفر 25 مایل (40 کیلومتر) در جنوب مدیسون دولت کاپیتول. یک تیم جستجو به حال تنظیم کردن از طریق مرداب به شمال گذشته جهت پسر بود دیده می زنیم.

                                                                                                                                                                                                                       

اما شوماخر را غرایز گفت: او را به رفتن راه دیگر. او می خواست برای شروع که در آن پسر آغاز شده بود به امید درک تفکر خود را. به تنهایی او دور محوطه مدرسه به دنبال نشانه و کشف یک مسیر منتهی به مرداب به طور مستقیم در سراسر خیابان.

او در خود قرار داده هیپ نمايند و به دنبال آن مسیر را به باتلاق و آمد به ساندرز Creek یک roiling 20-پا-گسترده (6 متری) گسترده ای جریان مسدود با deadfalls. او به سمت شمال تا streambank جستجو برای یک نقطه که در آن این پسر ممکن است عبور کرده اند. در نهایت او را کشف shoeprints در گل و علائم در دور بانک. این بود که در آن پسر بچه ای عبور کرده.

برگزاری تجهیزات جلیقه به عنوان بالا به عنوان او می تواند جوان سرپرست عبور جریان. کمر-آب های عمیق خود را پر نمايند خیساندن خود کفش خود را در شلوار خود را تپانچه.

او رفت تا طرف دیگر ، او شروع به دنبال شکسته قلم مو و شاخه پس گرد, در حال حرکت رو به جلو پس گرد دوباره گاهی اوقات خزنده به زیر شاخه های درخت.

                                                                                                                                                                                                                       

دما کاهش یافته و به 37 درجه (2.78 سانتیگراد). برف بود و بسته شدن در.

___

در آخرین شوماخر در حال حاضر سفت با گل برداشت یک دنباله از آهنگ های چپ توسط یک پابرهنه فرد کوچک چاپ با پنج انگشتان کوچک. بیشتر در او کشف یکی از پسر کفش سپس جوراب خود را. شوماخر که آنها بدست می خواهم تا پسر بود و پرتاب آنها را دور.

او به دنبال ردپای حدود 2 مایل (3 کیلومتر) تست زمین در مقابل او با یک چوب به ارزیابی ثبات آن است. شوماخر تا به حال به سختی خورده و یا نوشیدن هر چیزی در تمام طول روز زمانی که خورشید شروع به تنظیم او احساس خود را در حال رشد ضعیف تر است.

او به یک سری از حفظ و نگهداری استخر و قلب خود را غرق. او برخوردی خشن روبرو در امتداد لبه های خود را, دعا, او نمی خواهد پیدا کردن پسر بدن. هیچ یک از دیگر جستجوگران شد مراتب بهتر; رادیو ترافیک اشاره کرد که یک جستجو در قایق در حال اجرا به برخی از درختان.

پسر شده بود در باتلاق برای بیش از یک ساعت. شک و تردید شروع به خزش به شوماخر ذهن.

سربار یک کلانتر هواپیماهای بدون سرنشین پخش صدای پدر و مادر این پسر.

آمد گفتند. نمی شود می ترسم. این همه حق خواهد شد.

گالوانیزه شوماخر تحت فشار قرار دادند. او به لبه باتلاق و ایستاده بود به دنبال در یک درخت خط مرز لوبیا زمینه است. او گرفتار یک فلش از مارون. او کشیده دوربین شکاری و دیدم پسر فر و زیر یک درخت تی شرت و شلوار, خیس, خود, دست, پا و پاهای خونین.

او رخنه کرد تا به او مایل نیست برای ترساندن او ، بسیار سرد بود و لرزش بسیار او به سختی می تواند صحبت کنید.

___

شوماخر محروم را به خود تی شرت و لباس پوشیدن و پسر خود را در کت و کلاه. پسر از او پرسید اگر مردم خواهد بود دیوانه در او برای در حال اجرا دور است. بدن او بی حس او نمی تواند راه برود.

شوماخر بررسی نقشه ها بر روی گوشی خود به دنبال یک راه و یک جاده حدود یک مایل (1.6 کیلومتر) در جنوب. او پسر را بر روی پشت خود را. پسر پیچیده پاهای خود را در اطراف شوماخر را به کمر اسلحه خود را در اطراف شانه های او را. شوماخر شروع به راه رفتن.

شوماخر تا به حال شده است یک بازیکن بسکتبال در دبیرستان است و هنوز هم تر و تمیز و مناسب سفت چسبیده 6-پا (1.83 متر) بلند است. اما هیچ چیز آماده کرده بود او را برای این. 90 پوند (41-کیلوگرم) و 20 پوند (9 کیلوگرم) از تجهیزات وزن او مانند سندان. دوباره و دوباره او را در زمین ناهموار.

او radioed در موقعیت خود شنیده جستجو اعزام تیم ATV تنها به آن گیر کرده در گل و لای. کلانتر هواپیماهای بدون سرنشین به تماشای سکوت از بالا.

تاریکی بود و بسته شدن در. او نگه داشته و در تلاش برای صحبت کردن با پسر درخواست او در مورد ابرقهرمانان مورد علاقه و بازی های ویدئویی. او عرق کردن در حال حاضر رطوبت تبخیر و سرد او را حتی بیشتر.

سپس او را به نرده ها.

آن را دور کمر بالا barbwire, در حال اجرا به عنوان آنجا که او می توانید ببینید. هیچ راهی وجود دارد او می تواند حمل و پسر بر آن, به هیچ وجه به جا از طریق آن.

او مجموعه ای پسر پایین.

‘œI قصد دارم که به شما پرتاب بیش از این حصار’� او به او گفت.

او پا به عقب و چرخش پسر بیش از. پسر فرود روی پای خود و به زمین افتاد. وزن کردن تجهیزات جلیقه تفنگ خود کمربند و چکمه شوماخر می دانستم که هیچ راهی وجود دارد او می تواند پرش آن است. به جای او در هر بشکه-نورد بیش از آن مانند یک بلوز انجام Fosbury با صدای تلپ افتادن. او فرود آمد خود بازگشت اما به نحوی اجتناب دارایی خود را به روبان در barbwire.

‘œWe هستید تقریبا وجود دارد,’� او گفت پسر.

او در چرخش او را بر روی پشت خود را دوباره و از سر پیاده روی به عنوان اولین برف آمد.

در نهایت او می تواند از اتومبیل در جاده ها و خانه ها. او مبهوت به جلوی خانه و دیدم یک پیراهن خودرو در انتظار او است. یک معاون در زمان پسر و عجولانه او را به یک آمبولانس به عنوان شوماخر سقوط به زانو خود را.

___

شوماخر به پایان رسید آخرین ساعت خود را تغییر, به خانه رفت و او را در آغوش کشید ، او در زمان یک دوش گرم; هنگامی که او از, او هنوز هم سرد است.

او دیده است نه پسر پس از. او در صحبت با پسر از طریق تلفن یک یا دو روز پس از نجات او به او گفت که او انجام شده بود همه حق است. که اخبار شوماخر گفته بود ‘œhuge.’�

مادر پسر کاهش یافته است به نظر فراتر از ستایش شوماخر برای تلاش های خود را. مقامات با Edgerton منطقه مدرسه و مدرسه کاهش یافته است به نظر و همچنین با استناد به دانشجو حریم خصوصی.

این ماه شوماخر دریافت DNR را نجات بخش جایزه. آموزش خود را افسر سرپرست تیم ورنر گفت: او تعجب نیست در شوماخر را شجاعت. و نه او را شگفت زده کرد که شوماخر را وودلند تخصص تا به حال قرار داده شده است استفاده کنید.

‘œThere تا حد زیادی به توان گفت� ورنر گفت:” œabout فقط مدرسه جنگلبان مهارت.’�

___

دنبال تاد ریچموند در توییتر در https://twitter.com/trichmond1

tinyurlis.gdv.gdv.htu.nuclck.ruulvis.netshrtco.detny.im