COVID-19 خاطرات قسمت 1: “من می ترسم اما من نمی توانم آن را نشان می دهد’

یادداشت سردبیر: Alix Atwell توسط یک عکاس آماتور و نویسنده مشتاق و با تجربه در هر دو اتاق اورژانس و بخش مراقبتهای ويژه. او همسرش, اندی و دو فرزند منتقل برينگتن مور از کالیفرنیا سه سال پیش. آنچه در زیر هولناکی داستان چگونه او تمام اعضای خانواده است که COVID-19 در هفته های اخیر. امروز اولین قسط از سه بخش COVID-19 خاطرات گفت: در کلمات خود او را.

اول از سه قسمت

من از خواب بیدار با یک شروع به چراغ چشمک زن آبی و چشمک زدن در برابر تاریکی از اتاق خواب من. شماره. بدن من احساس سنگین تر از حالت عادی مثل من وزن پتو اما من نمی. من در اتاق نشیمن. پایه جمجمه من درد. بنابراین آیا کمر من.

88, 88, 88.

                                                                                                                                                                                                                       

آن را در حال تغییر است. که تعداد معنی دار من آن را می دانم. اوه بله. آن سال من فارغ التحصیل دبیرستان. در حال حاضر انطباق خودم متوجه این هم تعدادی در من اعتماد pulse oximeter. نگران من خودم را مجبور به نشستن.

رفو آن است. دکتر به من گفت به خواب در معده من اما من در حفظ و بیداری در پشت من.

بدن من آموزش داده شده است به خواب. من با استفاده از یک کشش گردن بالش برای 10 سال در حال حاضر. این یک نعمت غیر مترقبه.

من یک پرستار هستم. من فتق دیسک در گردن من در این کار سال پیش در حالی که دستکاری تجهیزات و من خسته بدن کار دو شیفت. من شروع به حرفه پرستاری در استروژن و ICU اما انتقال به کار و تحویل چند سال در. پس از بلند کردن و حرکت بیماران در روز و روز را چیزی بود حتما به من بدهید. آن را انجام داد. من گردن جامعی و یا ترک خورده و یا منتقل شده است. MRI خواهد ثابت کند ، بدن من داد زدم “کافی است.”

آن را همان سکوت داخلی جیغ که از خواب من فقط در حال حاضر ؟ “به اندازه کافی!” “به اندازه کافی خواب.” “88 بیش از حد کم است!” “از خواب بیدار می میرند و زنده!”

                                                                                                                                                                                                                       

من دیر به می گویند که به من وقتی که من تا به حال به تماشای بیش از حد تلویزیون یا خواب طولانی به یک بعد از ظهر یکشنبه به عنوان نوجوانان قرار است به انجام. “از خواب بیدار می میرند و زنده است.”

او بیش از من در حال حاضر ؟ او wake me up?

اما مادر. من نه مرگ. من به دکتر. من حتی بیمار به اندازه کافی برای در بیمارستان بستری شود. من pulmonologist به من داد دگزامتازون و آزیترومایسین فقط دیروز. او دستور داد خانه اکسیژن و دستور من به خواب روی شکم من. من حتی بیمار به اندازه کافی برای من بیمه به تایید همان روز تحویل اکسیژن است. من حتی به اندازه کافی سالم به نوشتن این زخم زبان در 2:43 صبح. در واقع این ترس است که نگه داشتن من بیدار. اما به کسی نگو. حداقل نوشتن منحرف خواهد شد من از افکار من.

بنابراین من نشستن سرپا نگه داشتن بالش که در نوبه خود سرپا نگه داشتن سطح اکسیژن من تا سالم 97% و من نفس عمیق و به عمد. سردرد من محو. من کمر درد را برطرف می کند. من لاغر و چنگ زدن به کامپیوتر من و نوشتن برای اولین بار در سه ماه.

The Atwell family of Barrington: Alix, left, Bridget, Rory and Andy.

این Atwell خانواده Barrington: Alix, چپ, Bridget, روری و اندی. – حسن نیت ارائه میدهد از Alix Atwell


نوبت من است

آن را در من. اولین بار آن را حمله شوهرم, پس از آن من دو فرزند. در حال حاضر من.

به نظر می رسد که منظور از کسب و کار در خانه من.

آن را به عنوان اگر من بدن تصمیم می گیرد آن را نمی مریض تا زمانی که دیگران در حال بهبود است.

                                                                                                                                                                                                                       

در سال 2017 شد آنفلوانزا A. شوهرم آن را به عنوان سوغات در یکی از بسیاری از کار سفر به ژاپن است.

سپس 2018 ما به ارمغان آورده آنفلوانزا B. در حال حاضر آن را COVID-19.

این بار بخت سوغات از سفر به ایستگاه های گاز و فروشگاه های بهبود خانه.

شوهر من تا به حال نشده است در خارج از خانه در هفته. پس از قرنطینه شروع به من اصرار کرده بود که تنها یکی به بیرون رفتن و گرفتن مواد غذایی و لوازم. پس از همه, به عنوان یک پرستار از 27 سال من می دانستم که استریل روش.

او جواب “تو پارانوئید و کنترل” صفات من آشکارا اعتراف به. من آنها را از مادر من. “شما فراموش Hun من مشغول به کار در یک آزمایشگاه ژنتیک. من هم می دانم استریل روش.”

حق با او بود. او هوشمند است. او آموزش دیده و دانشمند که در حال حاضر مشغول به کار در بیوتکنولوژی. او احتمالا می دانستند جوانه تئوری بهتر از من.

او ملبس به ماسک خود را مسلح خود را با Purell و رهبری است.

آن بوده است تا زمانی از او در سمت چپ خانه و یا هر چیزی طبیعی است. او خارش برای تغییر از مناظر. را ،

ممکن است 1 در ایلینوی و همه چیز گل. شوهر من تا به حال توسعه یافته و بد آلرژی پس از ما حرکت از کالیفرنیا سه سال پیش.

آن شب من به خاطر اظهار نظر در چشم او. “وای چشم خود را واقعا خون و متورم است. پلک خود را آنقدر پف کرده. آنها صدمه دیده است؟” “لعنت آلرژی,” او گفت:. “جایی که من قطره Hun?” “شما باید به من اجازه بیرون رفتن به جای.” من گفتم با پوزخند در حالی که توزیع او بطری.

من یک صندلی اپیدمیولوژی. در دبیرستان من تا به حال رویاهای لوله از کار در CDC با Anthony Fauci. مادر من بود و درآمد مدرک زیست شناسی و نوشتن یک مقاله در مورد ترسناک جدید ویروس پسگرد به نام اچ آی وی است. من قلاب شده بود. بعد من خودم مشغول مطالعه در مورد شیوع بیماری ابولا و تب دانگ سارس و MERS در حالی که پاپ کورن خوردن و جرعه جرعه در آب جعبه کنار من دو نفر از بچه ها در حالی که آنها بازی با بلوک و تماشا “سوپر چرا!” و “Caillou.”

هنگامی که این خبر زده از یک رمان ویروس در چین در اوایل ژانویه 2020, من بلعیدم هر مقاله اخبار من می توانم. این بود که یکی از ما انتظار بودند.

این مستند آمد به هیچ عنوان تعجب به من. من در زمان ابتکار عمل و لغو ما رخصتی بهار, سفر به کالیفرنیا حتی اگر یک عزیز دوست قدیمی برنامه ریزی شده بود من 50th birthday party که نزدیک ترین دوستان و خانواده شد تا برای حضور هفته قبل از دولت توصیه در برابر غیر ضروری سفر.

دوستان فکر من جنجال آفرینی. برخی هنوز انجام دهد.

من 50 یک هفته را در قرنطینه. هر کس هنوز تنظیم. هیچ کس تا به حال خود را با هم عمل نشده است. وجود دارد هیچ ماشین رژه یا زوم برای من. من انتقال به وسط سن با کمی هیاهو. تنها کارت من در پست الکترونیکی دریافت شد و از AARP.

آن را نمیگیرد طولانی برای COVID خپل و عدم معمول من دو ماهنامه رنگ کار به من نگاه میانسال. اکنون ماه به انزوا با 88 چشمک زدن به من, من احساس می کنم بخشی بیش از حد.

88 شوم شماره برای کسانی از ما در زمینه های پزشکی. با یک گاو پالس خواندن از 92% من جای بینی کانول (جریان کم اکسیژن) در بیمار است. اما در 88% را انتخاب کنم غیر rebreather ماسک صورت (بالا جریان اکسیژن) به جای زیرا اگر سطح اکسیژن باقی مانده که کم آنها می تواند حفظ دائمی ارگان آسیب می رساند.

Alix Atwell's pulse oximeter gives an ominous reading of 88 percent.

Alix Atwell را oximeter پالس می دهد شوم خواندن از 88 درصد است. – حسن نیت ارائه میدهد از Alix Atwell

من می دانم که شیوه های طب سرعت در حال تغییر است و من آموزش دیده بود مدرسه. چیزهایی که زمانی معمول مانند تخت حمام و تنقیه و در حال حاضر حتی دست نگه داشتن در حال حاضر لوازم. من می تواند رول با تغییر اما من صادقانه پیش بینی نیست که یک روز خواهد آمد که ناگهانی اکسیژن د-اشباع به 88 درصد خواهد خرید یک خانه اکسیژن ماشین به جای تخت بیمارستان.

ما وارد پست مدرن COVID بار. قوانین قدیمی دیگر کاربرد ندارد.

بیشتر راستش من می ترسم. اما من نمی توانم آن را نشان می دهد. من یک دختر 11 ساله دختر که گریه دیروز که من سمت چپ برای من وقت دکتر.

وقتی که من برداشت من کلید ماشین و کیسه من سگ — Jasper و تاز — به نظر می رسید نگران بیش از حد. من تا به حال بسته بندی شده در کیسه های کوچک تفکر 88 ممکن است تعداد سحر و جادو است که می خرید من یک بیمارستان staycation هستید.

“مامان شما به خانه آمده است. من نمی توانم از طریق آنچه که من از طریق رفت و با پدر. من نمی توانم. آن را بیش از حد سخت است.”

tinyurlis.gdu.nuclck.ruulvis.netshrtco.de